سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
363
تاريخ ايران ( فارسى )
چه اين مسئله باعث تحريك مقدونيها گرديد كه با افعال اين خدا همچشمى نمايند و بنابراين با نيسائيها بمهربانى رفتار نموده و بافتخار ديونيسوس لشكريان از پيچكهاى زيادى كه در آنجا يافته بودند تاجهائى ساخته بر سر گزاردند و سرودهائى خوانده از اسامى مختلفهء وى استمداد كردند . عبور از رود سند در اين هنگام هفستيون از اتك برود سند رسيده در جائى كه پهنايش قريب يكصد متر ميشد قبل از ملحق شدن اسكندر به قسمت عمدهء لشكر پلى از قايق بر روى آن بنا نمود ، تاكسيل « 1 » نيز پيشكشى زيادى از نقد و فيل و گاو و گوسفند با هفتصد سوار فرستاده بود و در عين حال پايتخت خود تا كزيلا را كه بزرگترين شهر پنجاب بود و خرابههاى آن در وسط راه بين اتك و راول - پندى است تسليم كرد و اسكندر براى شناختن اهميت اين موقع به قربانيها و جنگهاى نمايشى اقدام نموده و براى گذشتن از رود سند منتظر رسيدن ساعت سعد گرديد ، پس به تاكزيلا وارد شده با نمايشات دوستانه در آنجا پذيرفته شد و در عوض اين پذيرائى بر وسعت آن كشور افزود . جنگ با پروس 326 قبل از ميلاد يكعده سپاه مقدونى در تاكزيلا ساخلو ( پادگان ) گذارده شده و قشون هميشه فاتح او به طرف هيداسپ كه امروزه به جلوم معروف است روانه شد كه در آنجا پروس يكنفر پادشاه مقتدر لشكر عظيمى جمع كرده و با فيلهاى بسيار محكم و قوى خود را مجهز ساخته بود ، مقدونيها وقتى كه كنار رودخانه رسيدند اردوى پروس را در طرف مقابل رودخانه مشاهده نمودند . موقع خيلى مهم و باريك بود چه اولا رود جلوم در طغيان و عبور از آن ممكن نبود . علاوه به اسبهاى اسكندر اعتماد نبود كه با فيلها روبرو شوند ، اما هوش و استعداد اسكندر در تصادفات با مشكلات بيشتر قدرتنمائى مينمود ، او از پراكنده كردن سپاهيان و فرستادن آنها متصل به جاهاى مختلف بدين خيال كه گدارهائى پيدا كنند ولى براى اغفال هنديها وانمود كه ميخواهند خواربار جمع كنند پروس را خاطر جمع ساخته و بالاخره از محلى
--> ( 1 ) - Taxiles .